![]() |
![]() |
|
| ...عقده هایم شعر شد,همه سنگینی ها شعر شد ............ |
|
چه طور می توانم از تو تشکر کنم؟ آدمی به محبوب هایش
چیزهای زیادی می بخشد.کلام،آرامش،لذت.تو با ارزش ترین همه را به من بخشیدی: فقدان. محال بود بتوانم از تو بگذرم.حتی وقتی می دیدم ات دلم برایت تنگ می شد.خانه ی ذهن من،خانه ی قلب من،قفل و زنجیر شده بود.تو شیشه ها را شکستی و هوا به درون هجوم آورد.هوای یخ. هوای سوزان و تمام روشنی ها.تو برای من این آدم بودی از روز اول تولد و هنوز هم هستی.کسی که از طریق او،عشق و فقدان به درون من راه یافت. این گوهری است که تو برای من به ارث گذاشتی: فقدان و عشق. و این گوهر جاودانه است .این گوهر برای من،برای رسیدن از اکنون به اکنون ،تا ساعت مرگ ام،کافی خواهد بود. این گوهری است که تو از روز تولدت به من دادی.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 0:30 توسط .سعید ستارپناه... |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
تو برای من همیشه
دست نیافتنی بودی، حتی وقتی به من نزدیک بودی من تو را با علم به این موضوع دوست داشتم. .سعید ستارپناه..... |
| پیوندهای روزانه |
|
دفتر دل آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
صادق هدایت دیگه خسته نیستم محمد صالح اعلاء یغما گلرویی رسول یونان رویای خیس زندگی ام را به خودم بسپار |
|
RSS
|