![]() |
![]() |
|
| ...عقده هایم شعر شد,همه سنگینی ها شعر شد ............ |
|
تو در زندگی روزمره ات،مرا با خود به دور دست ها می بردی،
نه، باید به زمان حال کامل، تنها به زمان حال بنویسم. باید به زمان گذشته ی دور در حال بنویسم.تو در زندگی روزمره ات مرا به دوردست ها می بری،تا به آن جا که زندگی روزمره و عشق ابدی در آغوش یکدیگر رقص را آغاز می کنند. من منتظر بازگشت تو هستم،دست خودم نیست،من منتظر غیر منتظره ام. منتظر چه چیز دیگری می توانم باشم. من به آن چه امید بستنی نیست، امیدوارم.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 0:22 توسط .سعید ستارپناه... |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
تو برای من همیشه
دست نیافتنی بودی، حتی وقتی به من نزدیک بودی من تو را با علم به این موضوع دوست داشتم. .سعید ستارپناه..... |
| پیوندهای روزانه |
|
دفتر دل آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
صادق هدایت دیگه خسته نیستم محمد صالح اعلاء یغما گلرویی رسول یونان رویای خیس زندگی ام را به خودم بسپار |
|
RSS
|