تبليغاتX
غریبانهای مهربان
...عقده هایم شعر شد,همه سنگینی ها شعر شد ............
برای این که از این دنیا جدا شوم.کافی است توجه ام را به چیزی جلب کنم که

 طنین می اندازد: به حقیقت ،به صدای باران روی سقف ماشین،به

کلمه های عاشقانه یا به صدای تو.

ملایمت،وقار،جذابیت: این کلمه هارا بارها و بارها برای وصف تو بکار برده ام.

آن ها دیگر توان خود را از دست داده اند. من این کلمه ها را کنار می گذارم تا

کلمه ی مناسب تری بیابم: روشنایی.  در این زندگی ظلمانی

روشنایی با ارزش ترین موهبت است ـ حتی وقتی که این روشنایی

ما را بکشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 19:36  توسط .سعید ستارپناه... |