تبليغاتX
غریبانهای مهربان
...عقده هایم شعر شد,همه سنگینی ها شعر شد ............
با گذشت زمان ،خیلی از انسان ها از تلاش دست می کشند.آن ها از

وجود خود ناپدید می شوند و تنها به دنبال واقیعت خشن می روند.

می گویند:((زندگی همین است،این طوری است،بعضی چیز ها غیر ممکن

هستند.بهتر است حرف شان را نزنیم،حتی بهتر است فکرشان را نکنیم،

چون که این طوری است، غیر ممکن)).

تو هیچ وقت دست نکشیدی.تو همواره صبر توا"م با ملایمتت را حفظ کردی.

برای تو ناامیدی از عشق،راهی بود برای عشق ورزیدن بیش تر.

چشم هایت این را می گفت،تمام زندگی ات این را می گفت:

تو چیزی جز عشق نبودی .

همیشه از خود می پرسم که جدایی ، در تو به چه دست یافت،؟!

چرا که جدایی نمی تواند ((عشق)) را به سرقت برد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 19:1  توسط .سعید ستارپناه... |