![]() |
![]() |
|
| ...عقده هایم شعر شد,همه سنگینی ها شعر شد ............ |
|
وقتی پیشم نیستی و دوری ، اون قدر دور که نمیبینمت میگم میگذره این چند روزه، تو رو توی آغوش میگیرم حالا وقتی که پیش منی تو،دستات وقتی توی دستامه ،فکر می کنم که آخرش تو مال من نیستی، میمیرم هر جای دنیا که باشی تو، چشم من تا آخر دنیا دنبالت می مونه،بدون که توی دنیای دیگه دستای گرمتو میگیره، می کشه این فکر آخر منو که مال کس دیگه بشی،نمی دونم ،میدونی که اگه ازت دور بمونم زود میمیرم اما روزی میاد ما دو تا توی یه جا که خیلی دور از همیم،شب و روزامونو با یه غریبه میگذرونیم اونوقت به تو فکر می کنم که چشمامو تو آغوش تو بستم،فکر می کنم که پیش توام،تو آغوش تو هستم نگو توی این دوری از هم،به همدیگه نمیشه فکر کرد،چون دل واقعی عاشق هیچوقت نمیشه دلسرد دوستت دارم واسه همیشه،آرزومه باشی کنارم نذار توی آغوشی باشم که اصلا" دوسش ندارم.. ....... سعید .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 19:6 توسط .سعید ستارپناه... |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
تو برای من همیشه
دست نیافتنی بودی، حتی وقتی به من نزدیک بودی من تو را با علم به این موضوع دوست داشتم. .سعید ستارپناه..... |
| پیوندهای روزانه |
|
دفتر دل آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
صادق هدایت دیگه خسته نیستم محمد صالح اعلاء یغما گلرویی رسول یونان رویای خیس زندگی ام را به خودم بسپار |
|
RSS
|